X
تبلیغات
کلبه انیمیشن

کلبه انیمیشن
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید
مطالب متنوعی از قبیل فیزیک و موسیقی، موج‌چیست،‌ حرکت موج، انواع‌ موج، اقسام‌ موج ،طبیعت امواج، امواج صدا ، ماهیت امواج صوتی، سرعت‌ صوت، رفتارهای‌ موج، انعکاس- انکسار (تجزیه) وانحراف، تداخل وضربان، پدیده دوپلر، ارتعاش واداشته، رفتار امواج صوتی، تشدید وامواج ادامه دار، خصوصیات صدا و درک آن، شدت صدا وواحد دسیبل ،گوش انسان،
==------------------------------------------------ -- ===
رزونانس وامواج ایستاده، فرکانس و نوسان، ارتفاع‌ صوت، طنین‌ صوت‌ ،گام در موسیقی، مفهوم آلودگی صوتی اشکال، آلودگی صوتی ،منابع آلودگی صوتی، تأثیر آلودگی صوتی در انسان، راه های مؤثرحفظ و نگهداری صدا، نکاتی درباره حنجره انسان وجود دارد که با نگاهی علمی و موسیقایی به مقوله های فوق پرداخته است و دانشجویان رشته های موسیقی می توانند با خواندن این کتاب بیش از پیش با دنیای آکوستیک موسیقی آشنایی پیدا نمایند.
مقدمه کتاب:
فیزیک‌ و موسیقی‌
سالها و شاید قرنها قبل‌ از آن‌ که‌ قوانین‌ حاکم‌ بر آکوستیک‌ موسیقی‌ کشف‌ شود، بشر از شنیدن‌ اصوات‌ موسیقایی‌ لذت‌ می‌برده‌ است‌ و همواره‌ برای‌ خلق‌ آثار ماندگار موسیقایی‌ و هنری‌ در تلاش‌ بوده‌ است‌. نخستین‌ گام‌ را شاید، فیثاغورث‌ در عهد یونان‌ باستان‌ برداشته‌، او با مقایسه‌ ارتفاع‌ صداهای‌ موسیقی‌ با طولهای‌ مولد آنها در تار مرتعش‌، نخستین‌ بار ارقام‌ را در فیزیک‌ وارد ساخته‌ است‌، فارابی‌ و ابن‌ سینا ایجاد و خواص‌ ارتعاشات‌ صوتی‌ را کامل تر از پیشینیان‌ خود تشریح‌ کرده‌اند. از سوی‌ دیگر، آکوستیک‌ ساختمانی‌ از قرنها پیش‌ از میلاد عملاً مورد توجه‌ بوده‌ است‌. در ساختمان‌ تئاترهای‌ قدیم‌ یونانی‌ و رومی‌ برخی‌ از مسائل‌مربوط‌ به‌ آکوستیک‌ ساختمانی‌ مراعات‌ و حل‌ شده‌ است‌. در بناهای‌ تاریخی‌ ایران‌، مثل‌ کاخ‌ عالی‌ قاپو و مسجد امام‌ اصفهان‌ عواملی‌ از آکوستیک‌ و هنر موسیقی‌ نمودار است‌ که‌ شایسته مطالعه‌ و تحقیق‌ می‌باشد. بعد از آن‌ در دورة‌ تجدد عقاید، بیکن‌ و گالیله‌ با نظریات‌ و آزمایشات‌خود، علوم‌ را از رکورد چندهزار ساله‌خارج‌ ساختند. در قرن‌ هفدهم‌، مرسن‌ با اندازه‌گیری‌ ارتفاع‌ صداهای‌ موسیقی‌ (گام‌)، بین‌ آکوستیک‌ و موسیقی‌ پلی‌ برقرار می‌سازد. بعداز آن‌ اثبات‌ شد که‌ صوت‌ در خلاء منتشر نمی‌شود و در اواخرهمان‌ قرن‌سوم، وجود گره‌ و شکم‌ را در موجهای‌ صوتی‌ کشف‌ کرد. و در همان‌ سالها نیوتن‌ معادلات‌ حاکم‌ بر آنها رانوشت‌ و تشریح‌ نمود. از آن‌ زمان‌ تاکنون‌ دانشمندان‌ زیادی‌ همچون‌ دالامبر، برنولی‌، ورتایم‌ و... برروی‌ ارتعاش‌ تار، اندازه‌گیری‌ سرعت‌ صوت‌ انجام‌ داده‌اند و کشف‌ این‌ قوانین‌ راه‌ را برای‌ مطالعات‌ بعدی‌همواره‌ ساخت‌، بیان‌ نظریه‌ هویگنس‌ نتیجه‌ این‌ بررسی‌ها و محاسبه‌ فرکانس‌ و طول‌ موج‌ اصوات‌ بوده‌ است‌.
هنگامی‌ که‌ ماکسول‌ نظریه‌های‌ الکترومغناطیسی‌ نور را به‌ میان‌ آورد، انقلابی‌ در نحوة‌ تفکر و پیدایش‌نظریه‌ها بوجود آمد بعداز اختراع‌ ضبط‌ صوت‌ به‌ وسیله‌ ادیسون‌ و وسایل‌ انتقال‌ الکتریکی‌ به‌ وسیله‌ گراهام بل‌استفاده‌ از این‌ نظریات‌ در صنعت‌ فزونی‌ یافت‌ و پیشرفت‌ روزافزون‌ آن‌ که‌ تا به‌ امروز ادامه‌ دارد را موجب‌ شده‌ است‌.
گسترة‌ شنوایی‌ گوش‌ انسان‌ از 20 تا 20000 هرتز (ارتعاش‌ در ثانیه‌) می‌باشد. ما امروزه در همین‌ گستره‌ که‌اصوات‌ موسیقایی‌ جزئی‌ از آن‌ است‌ به‌ دنبال‌ صداهای‌ نو باکیفیت‌ بهتری‌ می‌باشیم‌ .
از مطالعه‌ آکوستیک‌ (علم‌ صوت‌) در می‌یابیم‌ که‌ هر سیم‌ پیانو یا هر ساز زهی‌ دیگر همچون‌ تار، سه‌ تار، سنتور و... که در آنها از سیم‌ مرتعش‌ برای‌ ایجاد امواج‌ ایستاده ‌ باطول‌ موجهای‌ مختلف‌ استفاده‌ می‌شود نتهای‌ فرعی‌ دیگری‌ مثل‌ نت‌ مبنا ایجاد می‌کند. این‌ نتهای‌ فرعی‌ مضربی‌ صحیح از نت‌ مبنامی‌باشند و ترکیب‌ نت های‌ فرعی‌ متفاوت‌ باعث‌ بوجود آمدن‌ صدای‌ مجزا برای‌ هر ساز موسیقی‌ زهی‌می‌شود.شاید شما با آزمایش‌ کردن‌ سیم های‌متفاوت‌ در محیط های‌ گوناگون بخواهید که‌ صداهای‌ جدیدی را به‌ دست‌ آورید. اما باید بدانید که‌ تمام‌فرکانس‌ صداهای‌ ایجاد شده‌ دارای‌ فرکانس‌ اصلی‌ یکسان‌ با حالت‌ قبلی‌ ولی‌ با کیفیت‌های‌ متفاوت‌ نسبت‌ به‌آن‌ می‌باشند. رسیدن‌ به‌ پیانو بسیار مشکل‌ بوده‌ است‌ چرا که ما کیفیت‌ و گسترة‌ صدایی‌ بیشتری‌ را می‌خواستیم‌.مطمئناً شمادر مطالعات‌ خود در زمینة‌ موسیقی‌ به‌ چیزهایی‌ دربارة‌ سینتی‌ سایزر (Synthesizer) صوت‌ وکیبوردهای‌ الکترونیکی‌ برخورد داشته‌اید. فیزیکدانان‌ و مهندسین‌صوت‌ با دانستن‌ این‌ که‌ صوت‌ چگونه‌ ایجاد می‌شود و این‌ که‌ آلات‌موسیقی‌ متفاوت‌ مولد نت‌های‌ مختص‌ به‌ خود با فرکانس های‌ متفاوت‌ می‌باشند، توانستند صوت‌ را کپی‌ برداری‌ الکترونیکی‌ کنند. ولی‌ نه‌ به‌ طور شانسی‌، بلکه‌ با آنالیزدقیق‌ صوت‌ (طبق‌ اصل‌ فوریه‌)که نتیجه‌ آن‌ بوجود آمدن‌ تکنولوژی‌ جدید کیبورد الکترونیکی‌ است‌ که‌ در همه‌ جاقابل‌ دسترسی می‌باشد. می‌توان‌ صدای‌ مجازی‌ هر وسیله‌ موسیقی‌ را با ترکیب‌ دیجیتالی‌ الکترونیکی‌ و خلق‌ مجدد صوت‌ تولید کرد،برای به بوجود آوردن صداهایی که‌ قبلاً شنیده‌ و نواخته‌ نشده‌ باشد باید پشت‌ میز کامپیوتر خود بنشیند و برنامه‌ای‌ برای‌تولید آن‌ بنویسید.
با دانستن‌ مفاهیم‌ بنیادی‌ فیزیک‌ که‌ اساس‌ موسیقی‌ بر آنها استوار است‌، می‌توانید صداهایی‌ برتر از آنچه‌ قبلاًشنیده‌اید را بوجود آ ورید. همچنین‌ طریقه‌ ضبط‌ صدای‌ یک‌ گروه‌ موسیقی‌ را مدنظر قرار دهید. توانایی‌ مجددصوت‌ به‌ طور دقیق‌ یعنی‌ همانطوری‌ که‌ نواخته‌ شده‌ باشد، خیلی‌ بیشتر از یک‌ قرن‌ این موضوع از دغدغه‌های‌ بشر ودانشمندان‌ علم‌ فیزیک‌ و الکترونیک‌ بوده‌ است‌. شما در چند سال‌ قبل‌ نسبت‌ به‌ ایجاد خراش‌ و شیارهای‌ مخرب‌روی‌ نوار موسیقی‌ مورد علاقه‌تان‌ به‌ وسیلة‌ ضبط‌ صوت‌ مطمئن‌ بودید. هرچه‌ از آن‌ نوار بیشتر استفاده‌می‌کردید، بیشتر به‌ نوار صدمه‌ وارد می‌شد و بیشتر صداهای‌ آزاردهنده‌ می‌شنیدید. اما امروزه‌ شماصدایی‌ که‌ از یک‌ صفحه‌ فشرده‌ (CD) موسوم‌ به‌ دیسک‌ نوری‌ می‌شنوید، به‌ نظر می‌رسد که‌ اگر هزاران‌ بارهم‌ از آن‌ استفاده‌ کنید باز هم‌ کیفیت‌ آن‌ هم چون‌ روز اول‌ می‌باشد .
حال‌ به‌ بعضی‌ از کاربردهای‌ فیزیکی‌ برای‌ ضبط‌ کارتان‌ توجه‌ کنید. اولین‌ ضبط‌ توسط‌ توماس‌ ادیسون‌ درسال‌ 1877 وسیله‌ای‌ کاملاً مکانیکی‌ بوده‌ و امواج‌ صوتی‌ رامستقیماً به‌ ارتعاشات‌ مکانیکی‌ تبدیل می‌کرده‌است‌ که‌ بعد از آن‌ روی‌ صفحه‌ استوانه‌ای‌ شکل‌ از جنس‌ فلز یا شیشه‌ ذخیره‌ می‌شده‌ است‌. برای‌ پخش‌ مجدد صوت‌ لازم‌ بود که‌ یک سوزن‌ مغناطیسی‌ با شیارهای‌ بوجود آمده‌ روی‌ صفحه‌ در تماس‌ نزدیک‌ باشد و روی‌ آن‌بلغزد. بنابراین‌ بلندگوی‌ صوتی‌ باعث‌ تقویت‌ مکانیکی‌ صدا و تولید صوت‌ به‌ صورت امواج‌ طولی‌ شود. این‌چنین‌ فرآیندی‌ خیلی‌ پرسروصدا و سریع‌ بود. اما به‌ هرحال‌ آغازی‌ برای‌ ضبط‌ بوده‌ است‌.
ولـی امـروزه‌ با تکنیک هــای‌ ضبط‌ لیـزری‌ مـی‌توان از فوائـد بسیـار زیـاد صفحات‌ فشــرده‌ چند رسانه‌ای‌ (Multi Media)بهره‌ جست‌.

[ ] [ ] [ roya ]

مدلسازي کامپيوتري آکوستيکي فضاهاي بسته درسال1962ميلادي به وسيله schroederپيشنهاد شد.اين روش در سال 1968 ميلادي توسط krokstad و در سال 1973 نيز توسط خودschroeder بکار گرفته شد.اگر چه تجربيات در زمينه مدلسازي آکوستيکي فضاهاي بسته به روشهاي فيزيکي(غير کامپيوتري) هنوز هم ادامه دارد اما مدلسازي و شبيه سازي کامپيوتري به نحو چشمگيري بکار مي روند. مدلسازي کامپيوتري آکوستيکي فضاها پديده اي نوين (به خصوص) در کشور ما مي باشد. پياده سازي اين روش ها علاوه بر بار علمي، مزيت هاي بسياري به ارمغان مي آورد زيرا اصلاح آکوستيکي استوديوها علاوه بر هزينه هنگفتي که به همراه دارد هيچ تضمين قطعي براي بهبود شرايط آکوستيکي وجود نخواهد داشت و چه بسا تغيير خاصي بدست نيايد. بررسي،تحليل، ارزيابي و اصلاح زمان واخنش ونحوه افت انرژي صوتي در يک محيط به کمک مدلسازي آکوستيکي سبب مي شود اصلاحات مورد نظر ابتدا بر روي مدل اعمال شده و سپس اجرا گردند و به اين ترتيب روشي نوين براي اعمال تغييرات آکوستيکي مکانهاي مختلف ايجاد شود. مدلسازي آکوستيکي علاوه بر پيشرفت روش هاي متفاوت مدل سازي، سبب صرفه جويي در هزينه هاي اصلاحات کور مي شود. بدين ترتيب پس از اعمال اصلاحات و مشاهده نتايج در مدل، از بهبود شرايط آکوستيکي (با احتمال بسيار بالا) اطمينان حاصل شده و سپس پياده سازي فيزيکي اصلاحات صورت مي گيرد.اين دانش عرصه اي بسيار پويا و کاربردي بوده و حوزه اي بسيار گسترده براي انجام کارهاي نوآورانه است.
نرم افزارهاي مدلسازي آکوستيکي بيش از پيش کاربرپسندتر،دقيق تر و ارزان تر ازمدلهاي فيزيکي شده اند.در اين نرم افزارها کافيست نقشه معماري ساختمان،اطلاعات مربوط به مواد به کار رفته در سطوح (ديوارها،کف،سقف) و مکانهاي منبع و گيرنده صوت جمع آوري شده و در نرم افزار وارد شوند تا نحوه انتشار صوت در آن فضاشبيه سازي شده و اصلاحات مورد نظر بدون هزينه گزاف در مدل اعمال شوند. هم اکنون نرم افزارهاي مدلسازي آکوستيکي توانايي شبيه سازي اغلب فضاها و به ويژه استوديوها را دارند. اين امر ساخت و اصلاح آکوستيکي فضاهايي همچون استوديوها را با کيفيت بالا و هزينه کم مقدور مي سازد. براي آشنايي با اين نرم افزارها مشخصات آنها در جدول زير گردآوري شده است.

روشهاي مبتني بر موج
در اين روشها فضا به المان ها يا گره(node)هاي کوچکي تقسيم مي شود.اين المانها برطبق پديده حرکت موجي بر يکديگر اثر متقابل دارند.اندازه اين المانها براي هر فرکانس بايد کوچکتر از اندازه طول موج با شد که اين امر در فرکانسهاي بالا يک مسئله است. براي بررسي رفتار فرکانسهاي پايين درفضاهاي کوچک، مدلهاي موجي محدويت دارند.همچنين اين مدلها با ارائه نتايج دقيق در فرکانسهاي خاصي شناخته مي شوند.اين روشهاتقريب هاي عددي را در راه حل هاي خود بکار مي برندوعبارتند از:
1- روش المان محدود FEM (finite element method)
2-روش المان مرزي BEM (boundary element method)
3-روش تفاوت حدود حوزه زمان FDTD (finite-difference time-domain method)
روش المان محدود FEM (finite element method) ابتدا براي ميدان آکوستيکي داخل فضاي بسته بکار رفت.در اين روش تمام فضاي داخلي به وسيله المانها معرفي مي گردد.سپس ماتريسهايي که بزرگ اما کم عنصر هستند ايجاد مي شود.هر يک از المانها تنها با المان مجاور خود اثر متقابل دارد.
درروش المان مرزي BEM (boundary element method )مي توان هم ميدانهاي صوتي فضاي داخلي اتاق

و هم ميدانهاي صوتي روي سطوح داخلي اتاق را به طور همزمان مورد بررسي قرار داد. در اين روش تنها مرزهاي فضاي بسته به طور گسسته در نظرگرفته مي شودو تمامي گره ها(node) با هم ارتباط دارند و بدين ترتيب يک ماتريس متراکم ايجاد خواهد شد.
اصل اساسي روش تفاوت حدود حوزه زمان FDTD (finite-difference time-domain method)
جايگزيني مشتقها با ديفرانسيلهاي محدود در معادله موج است.
روشهاي فوق بخاطر حجم و زمانهاي محاسبه بسيار زياد تنها براي فضاهاي بسته کوچک و فرکانسهاي پايين مناسب است.براي مثال اين روشها در مطالعات مربوط به کنترل صوت و ارتعاش در اتومبيلهاو ايجاد موانع براي نويزهاي صوتي کارآمد هستند.


±روشهاي آکوستيک هندسي
گروه ديگر از روشهاي مدلسازي تقريب هاي فرکانس بالايي را دنبال مي کنند که مبتني بر مسيرهاي انتشار هندسي است. درآکوستيک هندسي انتشار صوت به انرژي،زمان گذارو جهت پرتوها محدود مي شود.اين روش تا آنجا درست است که ابعاد فضاي بسته درمقايسه با طول موج بزرگتر باشد.اين تقريب در فضاهاي بزرگ در فرکانسهاي بالاتر فرکانس قطع پايين fc معتبر است.در واقع اين روشها انتشار صوت از ميان هوا را بصورت خطوط مستقيم در نظر گرفته،از طبيعت موجي بودن صوت اجتناب کرده وزاويه انعکاسات از موانع(ديوار،سقف و کف)را برابر يا متفاوت با زاويه تابش فرض مي کنند.در اين روشها از جاروب کردن پرتوها،ذرات،مخروطها و هرم ها استفاده کرده و پديده پراکندگي(Diffraction)و پخشايي(Diffusion)را همانند هم ويا متفاوت با هم مدل مي کنند.بهرحال دقت هيچکدام اثبات نشده است و حتي برخي از آنها چندان مناسب نيستند.اين روشها،روشهاي مبتني بر انرژي نيز ناميده مي شوند زيرا در آخر تنها چيزي که مد نظر قرار مي دهند انرژي هر پرتو يا بخشي از موج(بجاي دامنه)است.همچنين اين روشها را بايد روشهاي آماري دانست.در هر حال روشهاي مدلسازي آکوستيک هندسي بطورکلي دقت قابل قبولي در تخمين پارامترهاي گوناگون آکوستيکي دارند.همچنين اين روشها قادرند توزيع فضايي و زماني انعکاسات انرژي صوتي به خوبي مدلسازي نمايند و بنابراين براي بررسي چگونگي انتشار صوت در استوديوها و شنوايي مجازي اصوات دريک محيط(Auralisation)مناسب هستند.در باره روشهاي آکوستيک هندسي گفته شده است که تنها بخشي از چگونگي پديده آکوستيک در يک فضاي بسته را آشکار مي کنداما بايد توجه داشت که اين بخش جنبه بسيار مهمي است.
روشهاي تصاوير منبع صوت (Image source)، ردگيري پرتوها (Ray Tracing) و ردگيري ذره ايparticle-tracing)) از مهمترين روشهاي مدلسازي هندسي هستند.روشهاي فوق از قانون انعکاس آينه اي (specular Reflection) يا انعکاس پخشا (Diffused Reflection) صوت استفاده مي کنندوبراي مدلسازي فضاهاي بزرگ همچون استوديوهاي بزرگ بسيار مناسب هستند زيرا بار محاسباتي قابل قبول و نتايج نسبتاً دقيقي ارائه مي دهند.
در روش منبع تصويري(Image source)در اين روش مسيرهاي انعکاس از منبع واقعي،بوسيله مسيرهاي مستقيم منعکس شده از تصاويرآينه اي منابع جايگزين مي شود.
در اين روش تصاوير مجازي منبع صوتي در سطوح داخلي تعيين شده است.سپس مسير انعکاسي با مسير مجازي منبع مجازي تا گيرنده R،جايگزين مي شود.
درروشRay-Tracing تعداد بسيار زيادي پرتو از منبع در تمام جهت ها منتشر مي شود. هر پرتو درمسير مستقيم حرکت کرده تا به مانعي که به طور فرضي تخت است برخورد کند.آنگاه زمان، جهت و انرژي هر پرتو برخورد کننده ذخيره مي شود.سپس جهت جديد پرتو با استفاده از قوانين انعکاس هندسي پيدا مي شود.اگر انعکاس آينه اي باشد زاويه پرتو بازتاب با زاويه پرتو تابشي يکسان است.اما اگر انعکاس پخشا(Diffuse) باشد زاويه بين پرتو با مانع(ديوار،سقف،کف و..) درانتخاب مسير جديد براي پرتو انعکاسي لحاظ شده و اين عمل در برخورد هاي بعدي نيز تکرار مي شود. هنگامي که انرژي هر پرتو به ميزان از پيش معين شده رسيد، اين کاربراي پرتو بعدي انجام مي گيرد.وقتي اين فرايند براي تمام پرتوهايي که در t=0 از منبع منتشر شده اند انجام شد، نتايج براي محاسبات و يافتن پاسخ ضربه استوديو که تعيين کننده کيفيت اکوستيکي آن است گردآوري مي شوند.وقتي پردازش تمام پرتوها صورت گرفت ميتوان انرژي آنها را به شکل هيستوگرام رسم کرد و از روي آن زمان واخنش و نحوه افت انرژي را پيدا کرد.
در روش ردگيري ذره اي (particle-tracing) بجاي هر پرتو يک ذره بدون جرم که تنها حامل انرژي است بکارميرود.بااين تفاوت که بجاي کاهش انرژي در هر برخورد پرتو با مانع که در روش raytracing استفاده ميشود دراين روش به ازاي هر برخورد يک عدد در بازه 0 تا1 به طور اتفاقي توليد ميشود.اگر اين عدد کمتر از ضريب جذب تعيين شده براي سطح باشد آن ذره از بين مي رود در غير اينصورت ذره منعکس شده تا به سطح بعدي برسد.اين روند ادامه مي يابد تا ذره به گيرنده برسد و انرژي وزمان آن ذخيره گردد. سپس نوبت ذره بعدي است که به يک روش اتفاقي مانند مونت کارلو توليد شده و فرايند فوق تکرار مي شود. چون هنگام برخورد ذرات با سطوح انرژي آنها کم نمي شود بنابراين تمام ذرات با همان انرژي اوليه اما در زمانهاي

متفاوت به گيرنده مي رسند مگر اينکه افت هوا را در نظر بگيريم. با در نظرگرفتن افت انرژي هر ذره در هوا، هر ذره اي که زودتر به گيرنده برسد طبيعتا انرژي بيشتري دارد.وقتي انرژي و زمان رسيدن تمام ذرات بدست آمد ما تعداد بسيار زيادي نقطه برروي سطحي داريم که محور افقي آن زمان و محور عمودي آن انرژي صوتي است. بدين ترتيب منحني انرژي نسبت به زمان بدست مي آيد. برخوردها آينه اي و ديفيوز است و مسئله فرکانس تنها در ضرايب جذب متفاوت و ضرايب اسکترينگ سطوح لحاظ مي شود. ضرايب جذب هر ماده با زاويه برخورد رابطه دارد اما مي توان ضريب ثابتي را براي تمام زواياي برخورد در نظر گرفت.

 

 

[ ] [ ] [ roya ]

راش ها ( Rushes )
اولین نسخه های مثبت فیلم که معمولا صدا و تصویر آن همگاه شده ، ولی تدوین نشده و لابراتوار فردای روز فیلم برداری ، آن را آماده می کند و تحویل می دهد. این فیلم معمولا برای کنترل جنبه های مختلف کار فیلم برداری ، مفید است و در ضمن ، مبنای تصمیم گیری برای اصلاح نور و رنگ در نسخه های بعدی است.


راوی ( Narrator )
صدایی که در فیلم های مستند یا داستانی روی فیلم شنیده می شود و چیزی را روایت می کند. در فیلم های مستند ، راوی معمولا فرد بی طرف و مطلعی است که اطلاعات تکمیلی را به تصویر می افزاید. در فیلم های داستانی او خودش معمولا درگیر قصه و ماجرای فیلم است.



روبش معلقی ( Flip Wipe )
تمهیدی در انتقال از نمایی به نمای دیگر که در آن به نظر می رسد که تصویر به طور عمودی یا افقی می چرخد و تصویری دیگر در پشت آن ظاهر می شود . این تمهید در سینمای صامت و اوایل سینمای ناطق ، در فیلم های کمدی بسیار کاربرد داشت اما امروزه کمتر از آن استفاده می شود.
همچنین ببینید : افه های تصویری.


روز به جای شب ( Day For Night )
فیلم برداری در نور روز ، اما خلق جلوه فیلم برداری در شب. این کار به روش های مختلفی از جمله کم نوردهی ، استفاده از فیلتر یا تمهیدات مختلف در چاپ و ... انجام می شود. این روش عمدتا از آن جهت به کار می رود که نورپردازی منطقه وسیعی از صحنه در شب مشکل و گران است.


روش نقاب متحرک فرابنفش ( Ultraviolet Traveling – Matte Process )
روشی دو فیلمی در نقاب متحرک ، که امکان ترکیب عناصر تصویری مختلف و خلق یک تصویر ترکیبی را فراهم می آورد. در این روش از حرکت زنده در برابر پرده نیمه شفافی که از پشت در معرض تابش نور فرابنفش قرار گرفته فیلم برداری می شود. منشور تقسیم کننده نور که در دوربین هست ، اشعه های فرابنفش را به روی یک فیلم می فرستد و در نتیجه ، نقاب متحرکی شکل می گیرد که در آن کنش پیش زمینه ، شفاف و ناحیه اطراف آن تیره است. از روی این نقاب ، یک نقاب ساخته می شود که در آن شخصیت ها ، تیره و محیط اطراف ، شفاف است. ترکیب این دو با هم تصویر مورد نظر را به دست می دهد.


حرف ( ز )


زئوتروپ ( Zoetrope )
وسیله ای که توسط ویلیام جورج هورنر در سال 1934 در انگلستان اختراع شد و با تکیه بر ویژگی پایداری دید ، با یک رشته نقاشی روی نوار کاغذی پیچیده شده دور استوانه ای دوار ، توهم حرکت ایجاد می کرد. بیننده از خلال شکاف های موجود در استوانه که رو به روی نقاشی ها تعبیه شده بود ، به اشکال نگاه می کرد.




زاویه دید ( Angle Of View )
زاویه بین دو خط فرضی که از مرکز عدسی به دو انتهای فوقانی و تحتانی تصویر رسم می شود. این زاویه بسته به اندازه فیلم ، عرض دهانه دوربین و فاصله کانونی عدسی فرق می کند.


زوایای مکمل ( Complementary Angles )
نماهایی از سوژه های مختلف موجود در صحنه ، که با دوربین های اضافی از زوایای مختلف فیلم برداری می شود و در هنگام تدوین ، لا به لای نماهای دیگر قرار داده می شود.


زوم پیوسته ( Continuing Zoom )
نمایی که در آن بر روی سوژه زوم می شود و در آن سوژه پیوسته بزرگ تر می شود ، تا به تدریج تمام قاب را پر می کند و در نهایت چنان از قاب بیرون می زند که فقط بخشی از آن میدان دید را پر می کند.


زوم عاجل ، زوم شتاب دار ( Crash Zoom )
نمای زومی که ناگهانی و به سرعت روی سوژه مورد نظر زوم می کند. چنین نمایی معمولا برای ایجاد هول و تکان یک باره تماشاگر به کار می رود. این نوع زوم معمولا در فیلم های ماجرایی و ترسناک به کار می رود.


زیبایی شناسی سینما ( Film Aesthetics )
زیبایی شناسی شاخه ای از فلسفه است که به بررسی زیبایی در هر اثر هنری می پردازد و در پی آن است تا نظامی از اصول مجرد ناظر بر زیبایی را بنا نهد و بسط دهد. زیبایی شناسی در ضمن با پاسخ های روانی و احساسی تماشاگر نسبت به زیبایی در هنر سر و کار دارد.
نقد مبتنی بر زیبایی شناسی در عصر حاضر به تاثیر اثر هنری بر مخاطب ، واکنش مخاطب و نحوه خلق این واکنش در مخاطب ، سر و کار دارد. در این میان زیبایی شناسی سینما به پاسخ های درونی تماشاگر ، از نظر روانی و احساسی به فیلم و اینکه چگونه هر فیلم به عنوان اثری هنری شناخته می شود ، می پردازد و از طریق پرداختن به محتوا و تکنیک به آنها پاسخ می دهد.

 

 

سانسور( Censorship )
تعیین اینکه چه بخش هایی از فیلم ، یا اینکه اساسا چه فیلمی ، باید پخش عمومی شود و در معرض تماشای مردم قرار گیرد. سانسور از سوی سازمان ها و نهادهای مختلف اعمال می شود ، نظیر نهادهای دولتی ، دادگستری یا نهاد های مذهبی ، قومی و اخلاقی. سانسور همیشه محل بحث و اظهار نظرهای متفاوت بوده و در هر جامعه ای با جامعه دیگر فرق دارد. به دلیل آنکه سینما و ارزش های اجتماعی دستخوش تحول اند ، در هر زمان مسئله خاصی ممکن است مشمول سانسور شود.


سرعت فیلم ( Film Running Speed )
سرعت عبور فیلم در دوربین یا دستگاه نمایش که بر اساس سرعت عبور قاب ( فریم) در ثانیه یا فوت در ثانیه یا دقیقه اندازه گیری می شود. فیلم صامت با سرعت 16 تا 18 قاب در ثانیه و فیلم ناطق معمولا با سرعت 24 قاب در ثانیه فیلم برداری یا نمایش داده می شوند.


سکانس ( Sequence )
مجموعه ای از نماها و صحنه های مرتبط که واحد منسجم دراماتیکی دارند و حاوی داستان های کوچک یا سرگذشت مختصر یکی از کاراکترها هستند. سکانس ها الزاما وحدت مکانی ندارند و وحدت زمانی آنها هم می تواند دو پهلو باشد ، اما در مجموع باید یک واحد مستقل دراماتیک را بسازند.
یک سکانس در فیلم معادل یک فصل در رمان و یک پرده در تئاتر است.


سوررئالیسم ( Surrealism )
سینمای سوررئالیستی مرز بین واقعیت درونی و واقعیت بیرونی را مخدوش کرد و به استدلال علت و معملولی پایان داد و در عین حال بر شانس و اتفاقات تصادفی تاکید کرد. این سینما در پی آن بود که حالت های غیر عقلایی ، عصبی و حتی ترسناک ذهن را به تصویر بکشد.
فیلم ساز مطرح این جنبش ، لوئیس بونوئل ( Luis Buñuel ) و فیلم مهم او سگ آندلسی ( 1928- An Andalusian Dog ) است.



« نمای معروفی از فیلم سگ آندلسی ( 1928 ) »


سیان ( Cyan )
رنگ سبز- آبی که مکمل و مخالف رنگ قرمز است. وقتی رنگ قرمز از طیف خارج شود سیان به جا می ماند. این واژه در ایجاد فیلم های رنگی پرکاربرد است.




سیکلوراما ، پرده محاط ( Cyclorama )
پرده بزرگ انحنا داری که در پشت صحنه قرار می دهند و معمولا برای نمایش آسمان از آن استفاده می کنند. مجموعه چراغ هایی ( Cyclorama Strip ) در زیر پرده قرار می گیرند و روشنایی یکدستی به آن می بخشند.


سینما- چشم ( Kine – Eye )
تئوری سینمایی ژیگاورتوف ( Dziga Vertov ) ، سازنده فیلم های مستند و خبری در اتحاد شوروی ، بعد از انقلاب. در نظر ژیگاورتوف ، دوربین فیلم برداری مانند جشم انسان بود و می توانست عناصر اصلی هر وضعیت را کشف و روی آن تمرکز کند. اما چشم دوربین ، انعطاف پذیر تر از چشم انسان بود و می توانست حقیقت هر چیز را ببیند و آن را آشکار کند و این کار با تغییر فاصله ، تغییر زاویه ، دستکاری در سرعت و... شدنی است. در واقع انگیزه این اقدامات ، ارائه واقعیت به همان صورتی است که وجود دارد.
ورتوف اندیشه ها و دیدگاه هایش را در قالب چند بیانیه بیان کرد و سرانجام در سال 1919 ، گروه سینما – چشم را تشکیل داد و طی سه سال از 1922 یک رشته فیلم خبری ، موسوم به سینما – حقیقت تدوین کرد ، فیلم هایی که از سراسر اتحاد جماهیر شوروی و از زندگی روزمره مردم تهیه کرده بود.
همچنین ببینید : فیلم مستند چیست؟


سینمای صامت ( Silent Cinema )
هر فیلمی که در آن صدا نقشی نداشته باشد را صامت گویند.
هر فیلمی را که متعلق به دوران قبل از ورود صدا به سینما است ، یعنی فیلم هایی که در فاصله سال های 1895 تا 1927 ساخته شده را فیلم صامت گویند. فیلم های این دوره را معمولا بر اساس توسعه تاریخی این صنعت و نیز جنبه های خاص آن که با سینمای ناطق تفاوت دارد ارزیابی می کنند.


سینمای فاجعه ( Disaster Film )
ژانری که در آن خشونت و بلای طبیعی ، عده کثیری از مردم و طبیعت را نابود می کند برای مثال سیل یا زلزله یا قوع جنگ اتمی. چنین فیلم هایی ، بیش از آنکه بر شخصیت پردازی یا طرح داستانی تکیه داشته باشند ، بر نمایش بلایای طبیعی و غیر طبیعی ، یکی پس از دیگری تکیه دارند. در این فیلم ها خلق جلوه های ویژه چشمگیر بیشتر از همه مهم است.


سینمای مینی مال ( Minimal Cinema )
عبارتی که معمولا به فیلم هایی اطلاق می شود که که به خاطر تعلق خاطر عمیقشان به رئالیسم ، از تجهیزات و تکنیک های پیچیده سینمایی ، تا حد ممکن استفاده نمی کنند تا تماشاگر آنقدرها احساس نکند که در حال تماشای یک فیلم است. از جمله این فیلم ها می توان به خاطرات یک کشیش دهکده ( 1951- Diary of a Country Priest ) ساخته روبر برسون ( Robert Bresson ) اشاره کرد.


سینه کالر ( Cinecolor )
فرایندی قدیمی که در آن فقط با استفاده از دو رنگ ، فیلم رنگی تولید می کردند. این فرایند در زمانی به بازار آمد که تنها فرایند تکنی کالر برای رنگی کردن فیلم ها وجود داشت ، اما از آنجا که این فرایند بسیار پر هزینه بود عمدتا تولید کنندگان فیلم به سراغ آن نمی رفتند ، اما با ورود سینه کالر و کم هزینه تر بودن آن این فرایند در اوایل مورد استقبال قرار گرفت.


سینه ماکروگرافی ( Cinemacrography )
فیلم برداری از اشیای کوچک و ریز بدون استفاده از میکروسکوپ ، اما با عدسی های نرمال و ابزاری که دامنه فعالیت عدسی دوربین را افزایش دهند. این روش معمولا در فیلم برداری از طبیعت یا فیلم های زیست شناسانه و مستند به کار می رود. این روش را ماکرو سینماتوگرافی و سینه فتو ماکروگرافی هم می نامند.


سینه موبیل ( Cinemobile )
اتوبوسی ویژه، مجهز به وسایل تولید فیلم ، از جمله دوربین ، تجهیزات صدابرداری ، نورپردازی و موتورهای مولد برق و دیگر وسایل و ابزار لازم فیلم سازی که حتی گاهی ، این ماشین ها دارای اتاق تعویض لباس و گریم هم هستند. حمل و نقل این وسیله به نقاط مختلف آسان است. سینه موبیل در سال 1967 به بازار امد و از آن پس کاربرد فراوانی در تولید فیلم و برنامه های تلوزیونی داشته است.




سینه میکروگرافی ( Cinemicrography )
فیلم برداری از اشیای کوچک و ریز با استفاده از میکروسکوپ. این روش برای ساختن فیلم های تحقیقاتی و پزشکی به کار می رود. این روش را میکروسینه ماتوگرافی ، سینه فتومیکروگرافی و سینه میکروسکوپی هم می نامند.


حرف ( ش )

شب به جای روز ( Night For Day )
فیلم برداری صحنه ای در شب با استفاده از نور کافی ، تا چنین به نظر برسد که این صحنه در روز روشن فیلم برداری شده.


شماره های حاشیه ( Edge Numbers )
یک رشته شماره همراه با حروف که که در فواصل مشخص روی فیلم چاپ می شوند( مثلا در فیلم های 35 میلیمتری در فاصله هر فوت ( هر 12 قاب) ). این کار توسط دستگاه ویژه ای به نام دستگاه شماره گذاری حاشیه ای انجام می شود. این اعداد و حروف همراه با تصاویر در نسخه مثبت هم ظاهر می شوند و به این ترتیب کار تدوین را آسان تر می کنند و انطباق دقیقی میان نسخه تدوین شده با نسخه منفی برای تدوین نهایی ، حاصل می شود. وقتی صدا سر صحنه ضبط می شود ، شماره های حاشیه ای روی فیلم و نوار مغناطیسی صدا هم به تدوین گر کمک می کند. بسیاری از لابراتوارها بعد از ظهور فیلم ، شماره های حاشیه ای خود را به رنگ زرد کنار فیلم چاپ می کنند.

 

 

صحنه ( Scene )
1- کنشی بی وقفه در داستان فیلم که معمولا در یک مکان خاص و طی یک محدوده زمانی مشخص روی می دهد. گاه صحنه در بیش از یک محل رخ می دهد مانند تعقیب که در مناطق مختلفی صورت می گیرد.
صحنه می تواند شامل یک نما و یا چند نما باشد.
2- به مکان رخداد هر ماجرا نیز صحنه گویند.


صداگذاری ( Dubbing )
ضبط گفت و گوها و صداهای گوناگون و سپس در هم آمیختن آنها بعد از اتمام فیلم برداری. این کار در مورد صحنه هایی که ضبط سر صحنه با اشکال رو به روست ، یا افزودن صدا در مرحله بعد از فیلم برداری آسان تر است ، انجام می شود. دوبله فیلم هم از همین مورد است.


صدای خارج از تصویر ( (Voice – Over (VO )
صدایی که هم زمان با نمایش صحنه ای شنیده می شود ، با آن ارتباط دارد ، اما در آن لحظه از دهان هیچ یک از شخصیت های فیلم بیرون نمی آید. صدای خارج از تصویر ممکن است از منابع زیر تامین شود :
1- راوی فیلم مستند.
2- راوی در فیلم های داستانی که فیلم را روایت می کند.
3- راوی اول شخص که خود در صحنه حضور دارد ، اما در تصویر حرف نمی زند و خارج از تصویر، آن صحنه را تفسیر می کند.
4- شخصیتی که صدایش را در رویاهای شخصیت دیگری می شنویم ، برای مثال موقعی که نامه او خوانده می شود.


صدای کنترپوئن ( Contrapuntal Sound )
صدا یا موسیقی که با تصویر روی پرده در تضاد است ، برای ایجاد احساسی استعاری. برای مثال مارش جنگ که بر روی تصویری از یک مجلس مهمانی پخش شود ، این مارش ، احساس نابودی ، ناامنی و ناامیدی ایجاد می کند.


صفحه تراز (Gimbal )
صفحه بزرگی است که اتاقی روی آن ساخته می شود و می تواند دوران کند. دوربین و فیلم بردار را چنان می بندند که بتوانند با اتاق دوران کنند و در عین حال ، شخصیت ها و اشیا بر اساس سنگینی وزن خود و گاه به مدد سیم هایی که به آنها وصل می کنند ، در دیوارها و سقف اتاق حرکت می کنند.


صفحه کلاکت ( Clapboard )
تخته ای است دو تکه که به هم لولا شده اند. از این وسیله برای دادن اطلاعات درباره برداشتی که قرار است فیلم برداری شود به همه اعضای گروه به ویژه ، بخش صدا و تصویر استفاده می شود. در ابتدای هر برداشت از این صفحه هم ، فیلم برداری می شود ، تا در هنگام تدوین اطلاعات مورد نیاز به تدوین گر داده شود. در صفحه کلاکت ، اطلاعاتی نظیر نام فیلم ، فیلم ساز ، فیلم بردار ، تاریخ ، شماره هر صحنه و هر برداشت درج می شود. این اطلاعات نشان می دهد که کدام بخش از فیلم در حال تهیه است ( این اطلاعات به طور شفاهی هم خوانده می شوند). تخته لولا شده بالای صفحه کلاکت تخته تقه نام دارد که محکم به هم می خورد ، تدوین گر در مرحله تدوین از این صدا برای هم گاه کردن صدا و تصویر استفاده می کند.



حرف ( ض )

ضد اوج ( Anticlimax )
جایی که ماجرای فیلم در آن به اوج خود می رسد و تماشاگر در خود بیشترین احساس را نسبت به فیلم دارد ، اما به یک باره هیجان ماجرا فروکش می کند و فیلم با حالتی سرد و ناامیدکننده و خالی از هیجان پیش می رود.
همچنین ببینید : ساختار سنتی فیلم نامه.



حرف ع

عنوان ، تیتراژ ( Title )
هر کلمه ای که روی پرده ظاهر شود و جزئی از یک صحنه نباشد ، بلکه تمهیدی برای رساندن اطلاعات به تماشاگر باشد را گویند. این واژه به موارد زیر اطلاق می شود :
1- عنوان بندی که در شروع و پایان فیلم ظاهر می شود و نام دست اندرکاران تولید فیلم را در بر دارد.
2- عنوان فیلم
3-در دوران صامت ، میان نوشته ها را که حاوی گفت و گوها ، اطلاعاتی درباره ماجرا و ... بود و در دوران ناطق ، اطلاعاتی که از طریق نوشته درباره زمان و مکان وقوع ماجرا داده می شود.
4- زیر نویس ها ، مثلا برای ترجمه گفت و گوهای خارجی فیلم.


عمق (Depth)
یکی از مهم ترین مسائل فیلمبرداری ، عمق بخشیدن به تصاویر روی پرده است. هر بیننده ای که تصویری را بر پرده سینما می بیند ، در ذهن خود برای آن عمق قائل می شود ، چون به این شیوه دیدن عادت کرده است. اما فیلمساز علاوه بر آنکه می تواند روی تخیل تماشاگر حساب کند ، در ضمن باید بکوشد که توهم عمق را در صحنه خلق کند و به آن ، حال و هوای واقعی ببخشد.
حس عمق فضایی در بیننده را از چند طریق می توان تشدید کرد :
1- خلق عمق در هر صحنه و تاکید بر کوچک و بزرگی اشیا بسته به فاصله آنها از یکدیگر.
2- متفاوت بودن نورپردازی صحنه در مناطق مختلف به نحوی که سطوح متمایز نور و سایه محسوس باشد .
3- تغییر زاویه و فاصله از نمایی به نمای دیگر تا بیننده در صحنه درگیر شود.
4- حرکت دادن دوربین و استفاده از حرکتهای تعقیبی دوربین.
5- حرکت دادن بازیگران در سطوح مختلف.


عمق میدان ( Depth of field )
میزان وضوح تصویر در فواصل مختلف از دوربین. اگر اجزای تصویری از جلو تا عقب از وضوح بیشتری برخوردار باشند ، تصویر دارای عمق میدان بیشتر است. برای دستیابی به عمق میدان وسیع ، استفاده از عدسیهایی با زاویه باز توصیه می شود. این عدسی ها ، فاصله کانونی کم و درجه F کمی دارند و در عوض طول مدت نوردهی آنها زیاد است. برای دستیابی به عمق میدان وسیع ، نورپردازی در عمق و وجود فاصله ای نسبتا زیاد میان سطح اصلی کانونی و دوربین نیز لازم است.

 

 

فرهنگ اصطلاحات و واژگاه سینمایی( ف)
فانوس خیال ( Laterna Magika )
ترکیبی از نمایش زنده و فیلم که در چک اسلواکی ابداع شد و مجموعه ای از موسیقی زنده ، بازیگر زنده ، فیلم ، اسلاید و موسیقی از پیش ضبط شده است.



فرایند پرده آبی ( Blue Screen Process )
یک فرایند بسیار پر مصرف که نیازمند دوربین خاصی نیست و در آن چند عنصر تصویری فیلم برداری شده را به طور مجزا در یک تصویر ترکیبی ، کنار هم قرار می دهند. در این فرایند از سوژه برای مثال بازیگران در نور سفید و در برابر پرده ای آبی رنگ ، با فیلم منفی رنگی ، فیلم برداری می کنند ، سپس در پس زمینه یعنی همان جا که پرده آبی هست هر نوع تصویری را بر روی همان فیلم منفی قرار می دهند.



فرایند شوفتان ( Schufftan Process )
روشی برای ترکیب کردن یک دکور کامل و بزرگ به کمک تصویر نقاشی شده یا ماکت ، در نمایی از فیلم. در این روش آینه ای با سطح نقره ای در زاویه ای 45 درجه نسبت به دوربین قرار می گیرد و تصویری را از کنار میدان دید دوربین ، به عدسی منتقل می کند ، سپس بخش هایی از نقره پشت آینه تراشیده می شود و دوربین قادر خواهد بود از خلال فضای بی نقره ، صحنه پشت آینه را با تصویر بازتابی ترکیب کند. این فرایند معکوس شدنی هم هست ، به این ترتیب که جای آنچه در کنار میدان دید دوربین قرار می گیرد را با آنچه در پشت آینه قرار می گیرد عوض کنند.
فرایند شوفتان ، تصویر ترکیبی نسبتا مطلوبی ارائه می دهد ، زیرا عناصر ترکیب شونده در یک زمان و با یک دوربین فیلم برداری می شود . اما این تکنیک کند است و امکان حرکت دوربین در آن وجود ندارد ، به همین خاطر پس از مدتی روش های دیگر جایگزین این روش شدند.
این روش به نام ابداع کننده اش یعنی ، اویگن شوفتان ( فیلم بردار آلمانی ) نامگذاری شده است.



« نمایی از فیلم مترو پلیس ( 1927- metropolis ) ، ساخته فریتس لانگ ( Fritz Long )، که توسط شوفتان فیلم برداری شد. در این نما از فرایند شوفتان استفاده شده.»


فرمالیسم ( Formalism )
جنبشی هنری که در آن فرم بر محتوا ارجحیت دارد. به عبارت دیگر نحوه عرضه هر چیز ، بیش از محتوای آن مهم است. در نظر فرمالیست ها ، فرم در خود کامل است و توجیهات زیبایی شناختی خود را دارد.
در مطالعات سینمایی ، وقتی فرمالیسم مطرح می شود منظور این است که ، عناصر فرمالیستی اثر چگونه بر ارائه آن ، اثر می گذارند.


فرو نوردهی ( Underexposure )
نوردهی فیلمی در دوربین یا به هنگام چاپ ، به مقدار کمتر از نیاز یا در زمانی کوتاه تر از حد لازم را فرو نوردهی گویند. در این حالت تصویر حاصل تصویری تیره است و هر آنچه در سایه قرار داشته باشد ، سیاه می شود.


فضا ( Atmosphere )
حال و هوا و حس کلی صحنه که متاثر از یک یا مجموعه ای از عوامل زیر است:
صحنه آرایی ، نوع لباس ها ، نوع آرایش و گریم بازیگران ، رنگ های به کار رفته در صحنه ، سبک بازیگری ، زاویه بندی و کادر بندی و نوع حرکت دوربین ، نوع تدوین و صدا.
در فیلم های تاریخی ، فانتزی ، ترسناک ، علمی- تخیلی و مهیج ، فضاسازی بسیار مهم است زیرا بار اصلی این فیلم ها بر دوش فضا سازی است.


فلاش بک ، پس نگاه ( Flashback )
نما ، صحنه یا سکانسی که نسبت به زمان حال فیلم ، در گذشته اتفاق افتاده است. فلاش بک ، هم به عنوان بخشی از روایت و به نیت توضیح موفقیت های امروزی ، به عنوان بخشی از شخصیت پردازی و دادن اطلاع درباره گذشته کاراکتر و نیز یادآوری شخصیتی از حادثه ای که در گذشته اتفاق افتاده و ... به کار می رود . فیلم همشهری کین (1941 – Citizen Kane ) ساخته تحسین برانگیز ارسن ولز ، یکی از نمونه های عالی است که بخش عمده ای از فیلم از طریق فلاش بک ، روایت می شود .


فلاش فوروآرد ، پیش نگاه ( Flash Forward )
نما ، صحنه یا کنشی که نسبت به زمان حال فیلم ، در آینده رخ خواهد داد. در این روش می توان فرافکنی ذهنی شخصیتی را شاهد بود مثلا افکار جنون آمیز قاتلی که صحنه قتل بعدی اش را در ذهنش مجسم می کند.

فناکیستوسکوپ ( Phenakistiscope )
دستگاهی که از پایداری دید بیننده برای خلق توهم حرکت استفاده می کند. در این روش تصاویری بر روی صفحه گرد دواری کشیده می شود و بیننده آن را جلوی آینه می گیرد ، آن را می چرخاند و از خلال شکاف های موجود در محیط صفحه ، در آینه به تصاویری که به نظر می رسد حرکت دارند ، نگاه می کند.




فیلم آموزشی ( Educational Film )
فیلمی که هدف اصلی آن آموزش موضوع یا مهارتی است. این فیلم ها عموما برای نمایش در کلاس های درس ساخته می شوند.


فیلم آرشیوی ( Archival Film )
فیلمی که به تمامی از فیلم های موجود در بایگانی ساخته شده باشد.


فیلم برداری با سرعت زیاد ( Overcrank )
در این حالت ، دوربین را با سرعتی بیش از سرعت رایج ، یعنی 24 قاب در ثانیه به راه می اندازند. حال اگر فیلم را با سرعت معمولی به نمایش در آورند ، ماجرا با سرعتی کمتر رخ می دهد. این اصطلاح در دوران سینمای صامت رایج شد که دوربین ها را به صورت دستی به راه می انداختند.


فیلم برداری با سرعت کم ( Undercrank )
فیلم برداری با سرعتی کمتر از 24 قاب در ثانیه ( سرعت معمول در فیلم های ناطق ). وقتی این فیلم ، با سرعت معمولی به نمایش در آید ، تصویر سریع تر به نظر می رسد.


فیلم برداری با وقفه ( Time – Lapse Cinematography )
روشی برای فیلم برداری از موضوعاتی که معمولا در مدتی طولانی رخ می دهند و با چشم قابل رویت نیستند. در این روش در فواصل زمانی طولانی از پیش تعیین شده ای ، یک قاب ، فیلم برداری می شود. وقتی نسخه مثبت حاصل از آن با سرعت عادی به نمایش در آید ، آن موضوع سرعت می گیرد و طی زمانی کوتاه قابل رویت خواهد بود. با این روش می توان ، باز شدن غنچه گل ، رشد هر گیاه ، تغییر آب و هوا و ... را شاهد بود. برای این کار از دوربین ویژه ای استفاده می شود .


فیلم برداری فرو سرخ ( Infrared Cinematography )
فیلم برداری با فیلم خاص سیاه و سفید یا رنگی حساس به اشعه های فرو سرخ. وقتی نور فرو سرخ روی فیلم ضبط می شود ، توان آن را دارد که جزئیات را از فاصله دوری که با چشم غیر مسلح رویت کردنی نیست ، به صورت سایه های محوی ظاهر کند. همچنین چنین نوری تحت الشعاع مه یا غبار قرار نمی گیرد. فیلم برداری فرو سرخ ، معمولا برای ضبط رویدادهایی در زیر نور آفتاب به کار می رود و نتیجه کار چنین به نظر می آید که در شب و زیر نور مهتاب فیلم برداری شده است ، زیرا فیلم معمولا تاریک تر از حالت عادی چاپ می شود.


فیلم بلند ( Long Play )
اصطلاحی که در زمان سینمای صامت به فیلم های طولانی تر از یک حلقه اطلاق می شد. فیلم های یک حلقه ای یا کمتر را فیلم کوتاه می نامیدند. ایتالیایی ها برای اولین بار به ساخت فیلم های بلند روی آوردند. فیلم های آنها بیشتر تاریخی بود.


فیلم ترکیبی ( Anthology Film )
فیلم بلندی که از ترکیب و سر هم بندی کردن قسمت های مختلف فیلم های متفاوت ، بر اساس مضمونی مشترک با حضور بازیگر یا بازیگرانی خاص ساخته می شود. گاهی از این نوع فیلم ها ، کمپانی های مختلف فیلم سازی برای نشان دادن فیلم هایی که توسط استودیوی آنها ساخته شده ، استفاده می کردند.


فیلم جلوه های ویژه ( Effects Film )
فیلم هایی چون جنگ ستارگان ( Star Wars ) و ... که موفقیت خود را در وهله اول مدیون ایجاد جلوه های ویژه اند. در این فیلم ها شخصیت پردازی و قصه پیچیده ای دیده نمی شود ، در عوض تمام فشار روی خلق جلوه های دیدنی متمرکز شده است.


فیلم چند قسمتی ، فیلم چند اپیزودی ( Episode Film )
نامی که معمولا به فیلمی شامل چند قسمت کوتاه و در خود مستقل ، و یا قسمت هایی که به نوعی به هم مربوطند داده می شود. برای نمونه فیلم تولد یک پروانه ( 1376 ) ساخته مجتبی راعی.


فیلم خانه ( Film Archive )
هر مکانی که محل گرد آوری و حفظ فیلم و مطالب مکتوب راجع به سینما باشد و آن ها را برای مطالعه در اختیار علاقه مندان قرار دهد. این موسسات نه تنها باید فیبم ها را انتخاب کنند و گرد هم بیاورند ، بلکه باید به شیوه های مناسب از آنها نگه داری کنند تا فیلم ها خراب نشوند. برای این کار هر فیلم خانه باید مجهز به تجهیزات نسخه برداری ، تبدیل از حالت نیتراتی به حالت استاتی و تامین دمای مطلوب برای حفظ فیلم و ... باشد. از معروف ترین و معتبرترین فیلم خانه های جهان می توان به فیلم خانه آکادمی هنر ها و علوم سینمایی در آمریکا و فیلم خانه سینما تک فرانسه اشاره کرد .


فیلم خبری ( Newsreel ، News Film )
فیلم کوتاهی که به شکل گزارش گونه ، رویدادهای خبری و وقایع قابل توجه را پوشش می دهد. تا دهه 1950 که تلوزیون پوشش خبری را به عهده گرفت ، پخش این فیلم های خبری جزئی از برنامه سینماها بود ، حتی برخی از سینماها فقط فیلم های خبری پخش می کردند. ضبط اینگونه فیلم ها از اواخر قرن نوزدهم ، در فرانسه و توسط فیلم بردارانی که برای برادران لومیر کار می کردند آغاز شد. در ابتدا در این فیلم ها رویدادهای سیاسی و نظامی الویت داشتند.
با ورود تلوزیون به خانه های مردم برنامه های خبری تلوزیونی جای این فیلم های خبری را گرفت و امروزه ، تلوزیون با امکانات خیره کننده ای مانند ماهواره ها که در اختیار دارد ، پوشش کاملی از تمام رویداهای و حوادث جهان چه سیاسی ، ورزشی ، هنری و ... را عرضه می کند.


فیلم روایی ( Narrative Film )
هر فیلم که قصه ای را روایت کند و بر خط قصه تاکید خاصی داشته باشد و یا به تعبیری جنبه دراماتیک داشته باشد. فیلم های مستند هم اگر در پی روایت قصه یا ماجرایی باشند جزء فیلم های روایی هستند.


فیلم غیر داستانی ( Nonfiction Film )
فیلمی که به شخصیت ها و رویدادهای واقعی و نه تخیلی بپردازد. از جمله فیلم های غیر داستانی می توان به این گونه ها اشاره کرد : مستند ، فیلم های سفرنامه ای ، فیلم های آموزشی ، فیلم های خبری.


فیلم کامر اشپیل ( Kammerspielfilm )
کامراشپیل واژه ای به زبان آلمانی است به معنای بازی اتاقی ، و اصطلاحی است برای نمایش هایی که تماما در یک اتاق می گذرد اما در سینما به نوعی فیلم صامت اطلاق می شد که در دهه 1920 در آلمان ساخته می شدند.
فیلم های کامراشپیل ، آثاری ناتورالیستی و روانی بودند که در فضاهای سرد و تاریک می گذشتند. مشخصه بارز این فیلم ها ، عدم وجود میان نوشته یا کمبود آن بود ، همچنین این فیلم ها بیشتر بر حالت های ظاهری شخصیت ها و رفتار آنها تکیه می کرد. این تاکید گاه به صحنه هایی با حرکت های کند و افراط در بازیگری منتهی می شد ، اما در ضمن احساسات درونی تکان دهنده ای را به نمایش می گذاشت.



فیلم نامه غیر اقتباسی ( Original Screenplay )
فیلم نامه ای که در اصل برای تولید فیلم نوشته شده و از روی یک کتاب یا نمایش نامه اقتباس نشده. فیلم نامه نویسان یا فیلم نامه های غیر اقتباسی را پیشاپیش می نویسند و یا قراردادی بر اساس خط قصه ای مشخص ، می بندند.


فیلم نوار (Film Noir )
عبارتی فرانسوی به معنای فیلم سیاه. فیلم نوار ، ژانر سینمایی خاصی است که در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 در هالیوود رونق داشت. این فیلم ها دنیای سیاه ، تلخ و خشن تبهکاران را به نمایش می گذارند که افراد آن چهره های عصبی ، سرسخت و عبوسی دارند ، صحنه ها سرشاز از سایه های سنگین و تضاد شدید نور و سایه است. برخی از تحلیل گران بر این عقیده اند که سبک این نوع فیلم ها ، به ویژه صحنه آرایی و نورپردازی و نیز حال و هوای سنگین حاکم بر آنها از سینمای اکسپرسیونیستی آلمان متاثر است. اما عامل اصلی موثر در شکل گیری این ژانر را باید در رمان های دو پلیسی نویس آمریکا یعنی ریموندچندلر ( Raymond Chandler ) و دشیل همت ( Dashiel Hammett ) جست و جو کرد.
این فیلم ها را نمی توان در یک دسته منسجم با مضامین ، شخصیت ها ، طرح قصه و قراردادهای مشترک قرار داد تا به صورت یک ژانر ، قابل تشخیص باشند ، در عوض وجه مشترک آنها ، بدبینی نسبت به سرشت فاسد انسان ، آمادگی برای ابراز خشونت ، ناهنجاری روانی در شخصیت ها و تاکید بر صحنه های تلخ و خشن در شهر است.
از جمله فیلم های مطرح این گونه سینمایی می توان به خواب بزرگ ( 1945 ) ساخته هاوارد هاکس ، غرامت مضاعف ( 1944- Double Indemnity ) ساخته بیلی وایلدر ( Billy Wilder ) و بوسه مرگ ( 1947- Kiss Of Death ) ساخته هنری هاتاوی ( Henry Hathaway ) اشاره کرد.


فیلمو گراف ( Filmograph )
فیلمی معمولا مستند ، که فقط شامل تعداد زیادی عکس است. دوربین روی عکس های متعدد چرخش افقی یا زوم انجام می دهد.


فوتوریسم ( Futurism )
یک جنبش هنری که در ایتالیا و اوایل قرن بیستم شکل گرفت و هنر سنتی را طرد و از حضور جنبه های فنی و صنعتی در هنر حمایت می کرد. همچنین این جنبش متمایل به طرد گذشته بود. در این جنبش تعداد محدودی فیلم ساخته شده است.

 

 

فرهنگ اصطلاحات و واژگاه سینمایی(ق ، ک)
حرف ( ق )


قطع ( Cut )
1- تغییر ناگهانی از نمایی به نمای دیگر.
2- عمل برش زدن فیلم.
3- فرمانی از سوی کارگردان یا افراد دیگر ، برای قطع کار دوربین و صدا ، بعد از فیلم برداری از نمای مورد نظر.
معمولا تعریف اول کاربرد بیشتری دارد.


حرف ( ک )

کالت مووی ( Cult Movie )
فیلمی که از محبوبیت عام برخوردار نیست ، اما مورد توجه گروه های خاصی از تماشاگران است. این فیلم ها را معمولا در سینماهای دانشگاه ها یا در سانس های خاصی از سینماها نمایش می دهند.


کاهش تدریجی نور ( Fall – Off )
1- کاهش تدریجی نور با دور شدن از منبع تامین آن. این افت را باید در نورپردازی هر صحنه به حساب آورد و اندازه گرفت. کاهش ناگهانی شدت نور ، سایه های تندی ایجاد می کند که تاثیر حسی و دراماتیک دارند.
2- کاهش تدریجی نور بازتابی با دور شدن از منبع اصلی آن. این نوع کاهش نور سایه های تندی ایجاد می کند که لبه ها و گوشه های سوژه را برجسته می کند.
3- کاهش تدریجی درخشندگی از مرکز تا لبه ها.


کالیگاریسم ( Caligarism )
عبارتی که توسط منتقدان فرانسوی مصطلح شد. این عبارت برگرفته از فیلم مطب دکتر کالیگاری ( 1919- The Cabinet Of Dr. Caligari ) ساخته روبرت وینه ( Robert Wiene ) است. مطب دکتر کالیگاری یکی از فیلم های بسیار مهم تاریخ سینما و متعلق به مکتب اکسپرسیونیسم است. معمولا این واژه برای توصیف فیلم هایی که جهانی آکنده از هرج و مرج و جنون را به نمایش می گذارند و از طراحی صحنه ، سبک و تکنیکی مانند فیلم های اکسپرسیونیستی برخوردارند ، استفاده می شود.


کامرا لوسیدا ( Camera Lucida )
وسیله ای که به شکل یک جعبه بزرگ است. این وسیله مجهز به یک عدسی است که هنگامی که سوژه ای مقابل آن قرار می گیرد ، تصویر آن را روی کاغذ می اندازد و به این ترتیب ، نقاش می تواند آن را روی کاغذ نقاشی کند. در واقع این روش نوعی کپی برداری است.


کرونو فتوگراف ( Chronophotographs )
تصاویر پی در پی که ایتن – ژول ماره ( در دهه 1880) با دوربین تفنگ مانند خود ثبت می کرد. در این وسیله عدسی در انتهای لوله ای دراز قرار می گرفت و یک صفحه شیشه ای در محفظه ای می چرخید و دوازده عکس در یک ثانیه می گرفت.




کرین، جرثقیل ( Crane )
وسیله ای متحرک ، چهار چرخه و مجهز به بازوی تاشویی که در انتهای آن سکویی قرار دارد. روی سکو دوربین قرار می گیرد و فیلم بردار ، مدیر فیلم برداری و گاه حتی کارگردان هم پشت آن می نشینند. جرثقیل می تواند به جلو و عقب حرکت کند و بازو هم قادر به بالا و پایین رفتن است. عموما این دستگاه ها ، برقی یا هیدرولیکی هستند ، برخی از انواع آنها هم با دست راه می افتند. حرکت این وسیله نرم و روان است و میدان عمل وسیعی را در اختیار می گذارد. انواع کوچک این جرثقیل ها را تولیپ می نامند. تولیپ برای فیلم برداری در خارج از استودیو بسیار مفید است.


کلیشه ( Cliché )
این عبارت در موارد زیر به کار می رود:
1- زبان مبتذلی که به علت استفاده زیاد ، تاثیر و گاه معنای اصلی خود را از دست داده است.
2- شخصیت های نمونه و پیش پا افتاده ای که در اثر استفاده بیش از حد در فیلم ها ، تاثیر و کارایی خود را از دست داده اند. در سینما این واژه همچنین به معنای هر عنصر تصویری یا تکنیکی که از بس تکرار شده ، تازگی ، قدرت و حتی معنای خود را از دست داده ، هم به کار می رود.


کندلا ( Candela )
واحد اندازه گیری شدت نور. همچنین کندلا بر فوت مربع ، معیاری است برای اندازه گیری نور بازتابیده از یک سطح.


کینماتوفون ( Kinematophone )
دستگاهی که در دوران سینمای صامت استفاده می شد ، و جلوه های صوتی ایجاد می کرد.


کینه توگراف ( Kinetograph )
دوربین فیلم برداری که در شرکت ادیسون ساخته شد. سازنده اصلی این دستگاه ، ویلیام لوری دیکسون ( W.L.Dikson ) بود

فرهنگ اصطلاحات و واژگاه سینمایی( الف)
آپاراتچی ( Projectionist )
فردی که مسئول راه اندازی دستگاه نمایش برای نمایش فیلم است. او همچنین باید تجهیزات دیگر مربوط به نمایش فیلم مانند صدا و نور را نیز به راه اندازد و تنظیم کند.



آروماراما ( Aromarama )
فرایندی که طی آن ، هم زمان با پخش فیلم در سالن سینما ، بویی متناسب با تصویر در سالن پخش می شود.


از پیش دیدن صحنه ( Animatics )
صحنه هایی که با تکنیک های نقاسی متحرک یا ویدئو ساخته می شوند ، تا دست اندرکاران تولید فیلم بتوانند نحوه عملکرد صحنه واقعی را که بعدتر خلق خواهند کرد ببینند. این روش به ویژه برای پیش بینی صحنه هایی که از جلوه های ویژه در آنها استفاده خواهد شد کاربرد دارد.

استدیکم ( Steadicam )
نام تجاری وسیله ای که در سال های اخیر بسیار مورد استفاده قرار گرفته و به فیلم بردار اجازه می دهد تا در نماهایی که با دوربین روی دست کار می کند ، دوربین را در وضعیتی نسبتا ثابت نگه دارد. استدیکم ، پایه ای است که به کمربند متصل می شود و روی سینه و پشت فیلم بردار قرار می گیرد و به فیلم بردار اجازه می دهد تا با سهولت به کار خود بپردازد.


استروبوسکوپ ( Stroboscope )
وسیله ای که در سال 1833 در وین اختراع شد و توهم حرکت را با صفحه مدوری که درون آن ، مجموعه ای از طرح ها قرار داشت ایجاد می کرد. برای استفاده از این وسیله ، تماشاگر صفحه را به دوران در می آورد و از خلال شکافی در این صفحه به تصویر بازتابیده طرح ها در یک آینه نگاه می کرد.


اسلاید ( Diapositive )
صفحه شیشه ای که بر بخشی از آن تصویری نقش بسته و دوربین از قسمت شفاف آن ، صحنه ای را فیلم برداری می کند و از ترکیب آن صحنه و تصویر روی شیشه ، تصویری ترکیبی به دست می آید. معمولا از این تمهید برای افزودن تصویر ابر یا جلوه های مشابه به تصویر اصلی استفاده می کنند.

افکت ، جلوه ها ، افه ها ( Effects )
به طور کلی هر نوع عنصر تخیلی یا مصنوعی که جزء طبیعی صحنه نباشد و با روش های تکنیکی به آن اضافه شود را گویند. این خلق جلوه به طور مشخص ، مترادف موارد زیر است:
1- جلوه های انتقالی در فیلم مانند همگذاری ، محو تدریجی و ... .
2- جلوه های ویژه ، چه آنها که به طور مکانیکی جلوی دوربین انجام می شود ، برای مثال ایجاد صحنه انفجار یا آنها که نیازمند شیوه های دقیق و ظریف فیلم برداری اند مانند فرایند نقاب متحرک.
3- افزودن صدا بعد از فیلم برداری ، از جمله افزودن صدای طوفان ، تیراندازی ، قدم زدن و... .


اقتباس ( Adaptation )
در حالت کلی هر اثری در قالب یک رسانه خاص که بر اساس اثری در رسانه ای متفاوت شکل می گیرد را اقتباس گویند. اقتباس های سینمایی را می توان بر اساس نمایش نامه ، رمان ، داستان کوتاه ، وقایع تاریخی ، زندگی نامه ها و گاه حتی شعر یا تصنیف ساخت.
اقتباس هم می تواند آزاد باشد ( Loose Adaptation ) و در آن حال و هوای کلی اثر ، بخشی از آن ، شخصیتی ، یا حتی یک عنوان حفظ گردد و هم می تواند کاملا وفادارانه باشد و در آن داستان اصلی ، شخصیت ها و حتی گفت و گوها را تا حد ممکن حفظ کرد.
آثار سینمایی درخشانی از روی آثار ادبی به ویژه رمان های محبوب و پر فروش ساخته شده اند ، از همین رو برخی جشنواره های سینمایی جایزه متفاوتی را برای فیلم نامه های اقتباسی در نظر گرفته اند. بسیاری از محبوب ترین فیلم های تاریخ سینما بر اساس رمان های پر فروش ساخته شده اند ، آثاری مانند بر باد رفته ( 1939- Gone With The ) بر اساس رمانی از مارگارت میچل ( Margaret Mitchell ) و پدر خوانده ( 1972- Godfather ) بر اساس رمانی از ماریو پوزو ( Mario Puzo ). در هر دو مورد کتاب هایی نه چندان قوی ، اما دارای خط داستانی جذاب به دست فیلم سازانی توانمند به فیلم هایی مهم و مطرح و با عمقی بیش تر از اصل کتاب بدل شده اند. با هر چه بیشتر ریشه دار شدن اقتباس های ادبی در سینما رابطه تنگاتنگی بین سینما و ادبیات در حال شکل گیری است.

اکوستیک ، علم صدا ( Acoustics )
عوامل محیطی هر ناحیه ای که بر صدا اثر بگذارند. هر صدابردای باید ، با این عوامل آشنا باشد. این عوامل چه در هنگام ضبط و چه در هنگام پخش دارای اهمیت هستند.


آلفکس ( Allefex )
دستگاهی که می تواند در هنگام نمایش فیلم صامت ، تا پنجاه جلوه صوتی مختلف را ارائه دهد.



انبار فیلم ( Vault )
انباری ضد آتش ، برای حفظ و نگه داری فیلم ها برای مدت طولانی. در این انبار ها ، دما و رطوبت همواره تحت کنترل است تا فیلم های موجود در آن خراب نشوند. استودیوهای فیلم سازی ، فیلم خانه ها و لابراتوارها معمولا چنین انبارهایی دارند.


آنتاگونیست ، شخصیت خبیث ( Antagonist )
شخصیت مقابل قهرمان فیلم که معمولا آدم بدی است.
همچنین ببینید : شخصیت پردازی.


انیماسکوپ ( Animascope )
روشی که در آن ، از بازیگران زنده طوری فیلم برداری می شود که خطوط حاشیه ای بدنشان پر رنگ به نظر می آید و در نتیجه به شخصیت های نقاشی های متحرک شباهت می یابند. این روش راه بسیار ارزان تر و آسان تری برای ساختن فیلم نقاشی متحرک ، نسبت به ترسیم اشکال روی طلق و خلق حرکت است.

 

 

 
[ ] [ ] [ roya ]
نگاه اجمالی


کسی که از مباحث علم فیزیک اطلاع داشته باشد، می‌داند که موضوع ارتعاش و موج در اغلب مباحث فیزیک و مکانیک یا بطور مستقیم وارد است یا وسیله و ابزاری برای استدلال و فهم موضوعات دیگر است. اگر گفته شود که: بدون اطلاع از خواص ارتعاشات تحصیل علم فیزیک و مکانیک کلاسیک غیر ممکن است شاید سخنی به اغراق گفته نشده است. اما موضوع ارتعاشات و فیزیک امواج مخصوص نور و صوت اهمیت اساسی دارند، زیرا در حقیقت موضوع قسمتهای عمده و مختلف این دو علم جستجو در خواص ارتعاش و موج چیز دیگری نیستند.


تاریخچه


زندگی پر از صداست و ما همیشه طالب شنیدن صداهای خوش و حیاتی هستیم و از صداهای نامطبوع و خطرناک گریزانیم. بطور کلی باید گفت که هر چه پیش می‌رویم، بشر نسبت به حس شنوایی بیشتر توجه پیدا می‌کند. پیشرفت روز افزون صنایع صوت از قبیل: تلفن ، رادیو ، فونوگراف ، ضبط صوت روی فیلم و تهیه فیلمهای صدا دار و غیره خود می‌تواند بر این موضوع دلیلی مسلم باشد. از نظر اهمیتی که آکوستیک یا علم صدا دارا می‌باشد می‌توان انتظار داشت که این موضوع در تاریخ علوم فیزیک جزء مطالب اساسی به شمار رفته باشد، در صورتی که چنین چیزی نیست، زیرا در قبال تاریخ سایر علوم ، تاریخ آکوستیک قسمت از قلم افتاده و مهجوری بیش نیست. یکی از دلایل این مهجوریت تاریخی این است که نظریه اساسی اصلی راجع به انتشار و اخذ صوت از زمانهای بسیار قدیم در تحولات فکر بشری پیدا شده و اسلوب این فکر همان است که امروزه مورد قبول ماست. قسمتهای عمده علم آکوستیک عبارتند از:


تولید صوت


وقتی که به یک جسم جامد ضربه وارد می‌سازیم، تولید صدا می‌کند. تحت بعضی از شرایط صدای حاصل ، بگوش انسان خوش آیند و مطبوع است و این در واقع اساس پیدایش علم موسیقی است که سالیان دراز قبل از تاریخ ضبط صوت ، موجود بوده است، اما موسیقی ، قرنها قبل از نظر علمی مورد تحقیق قرار گرفته ، جزء صنایع ظریفه محسوب می‌گردید. این مطلب مورد قبول عموم است که اولین فیلسوف یونانی که مبنای موسیقی را برسی نموده است فیثاغورث می‌باشد که 6 قرن قبل از میلاد زندگی می‌کرده است.


انتشار صوت


از مشاهداتی که در قدیم الایام شد و بدست ما رسیده ، معلوم می‌شود که صوت بوسیله آزمایشهای مربوط به هوا از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل می‌گردد. در حقیقت ارسطو اصرار داشت که حرکت آزمایشهای مربوط به هوا در نقل و انتقالات صوت موثر است، ولی این موضوع مانند سایر مطالبی که در فیزیک بیان نموده است همراه با ابهام است. چون در موقع انتقال صوت ، آزمایشهای مربوط به هوا حرکتی نمی‌کند، بنابراین جای تعجب نیست که بگوییم که فلاسفه دیگر معاصر ارسطو این عقیده او را تکذیب نمودند.

به همین ترتیب در زمان گالیله ، یک فیلسوف فرانسوی گاساندی (Gassandi) ، انتشار صوت را جریانی از اجزا کوچک غیر مرئی بسیار ریز می‌دانست که از جسم صدا دار برخاسته و پس از عبور از آزمایشهای مربوط به هوا به گوش ما رسیده و آنرا متأثر می‌سازد. اولین کسی که تجربه زنگ زیر سرپوش خالی از آزمایشهای مربوط به هوا را امتحان کرد، آتانازیرس کیرثر (Jesuit Athanasuis Kircher) می‌باشد.

از ابتدای تاریخ آکوستیک تا به امروز ، تنها گیرنده صوتی مفید و جالب توجهی که دائما بکار رفته عبارت از گوش انسان می‌باشد. از اینرو قسمت عمده موضوع اخذ صوت به مطالعه و بررسی خواص آکوستیکی این عضو انحصار یافته است. جالب توجه این است که تا بحال یک نظریه کامل و قابل قبولی راجع به کیفیت شنوایی پیدا نشده است و موضوع شنوایی انسان یکی از مسایل پیچیده و گیج کننده علم جدید پیسکو فیزیک (Psycho Physics) می‌باشد.

 

ارتباط صوت و ارتعاش  


تجربیات روزانه نشان می‌دهد که احساس شنیدن وقتی برای ما پیدا می‌شود که شی که در مجاورت ما واقع شده است به ارتعاش در آید. مثلا اگر پهلوی ما جامی فلزی قرار داشته باشد، چنانچه با یک قطعه فلز به بدنه جام بزنیم صدایی از آن به گوش می‌رسد و اگر با دقت به آن نگاه کنیم ملاحظه می‌گردد که در حین صدا دادن لبه جام غیر واضح می‌باشد و این علامت ارتعاش سریع است. اگر در این هنگام پاندول سبک وزن ساده‌ای را به بدنه جام نزدیک کنیم ضربه‌های پشت سر هم بدنه جام را روی پاندول که دلیل ارتعاش آن است بخوبی مشاهده می‌کنیم. اما بعضی اوقات ارتعاش به اندازه‌ای سریع است که با چشم دیده نمی‌شود و باید با وسایل مختلف از قبیل وسیله فوق وجود آنرا در اجسام ظاهر ساخت.
آیا فقط آزمایشهای مربوط به هوا وسیله انتقال صوت است؟
علاوه بر آزمایشهای مربوط به هوا جامدات و مایعات نیز برای صوت ناقل خوبی هستند. هر کس می‌داند که با گذاشتن گوش خود به زمین می‌تواند حرکت عابرین پیاده و چهارپایان را از مسافت نسبتا زیادی بشنود. همچنین اگر گوش خود را به ریل راه ‌آهن بچسبانیم حرکت قطار را ممکن است از چندین کیلومتر بشنویم. خاصیت انتقال صوت در جامدات و مایعات قویتر از خاصیت مزبور در گازها می‌باشد.

اغلب دیده‌ایم که با وجودی که پهلوی ریل راه ‌آهن ایستاده‌ایم ، صدای حرکت قطاری را که دور از ما واقع شده است نمی‌شنویم و اگر بخواهیم صدای حرکت قطار مزبور را بشنویم یا باید گوش خود را به ریل بچسبانیم و یا اینکه یک سر میله چوبی و یا فلزی را به ریل چسبانده و سر دیگر را روی گوش خود بگذاریم، طوریکه در هر دو حالت استخوان خارجی گوش به ارتعاش در آید. به همین دلیل است که دیاپازون را روی جعبه مخصوص قرار می‌دهند تا صدایش قوی شود. 


[ ] [ ] [ roya ]
در يك محيط شفاف، نور به خط راست منتشر مي‌شود. بنابراين هر پرتو نور را با يك خط راست و پيكاني بر روي آن، كه جهت انتشار نور را مشخص مي‌كند، نشان مي‌دهيم
سايه و نيم سايه

اگر يك جسم كدر مقابل يك چشمه نور قرار داده شود، پشت آن فضاي تاريكي ايجاد مي‌شود كه به آن سايه مي‌گويند. به عنوان مثال سايه‌ي انسان روي زمين به علت قرار گرفتن در مقابل خورشيد است

هرگاه يك جسم كدر را مقابل يك چشمه‌ي نور گسترده قرار دهيم‌، اطراف سايه، ناحيه‌اي نيمه روشن ايجاد مي‌شود كه به آن نيم سايه مي‌گويند

اگر جسم كدر مقابل يك چشمه‌ي نور نقطه‌اي قرار بگيرد، فقط سايه تشكيل مي‌شود
با افزايش فاصله‌ي چشمه ي نور و جسم كدر از يك‌ ديگر، اندازه‌ي سايه كوچك تر مي‌شود

هرگاه ماه، زمين و خورشيد در يك راستا باشند و ماه بين زمين و خورشيد قرار گيرد، سايه‌ي ماه روي زمين مي افتد و ناحيه‌‌اي از زمين كه در سايه‌ي ماه قرار مي‌گيرد،تاريك مي‌شود
اين پديده را خورشيدگرفتگي (كسوف) مي‌نامند . افرادي كه در ناحيه‌ي سايه قرار مي‌گيرند، خورشيد گرفتگي را كامل مي‌بينند . ولي افرادي كه در ناحيه‌ي
نيم سايه قرار دارند، مي‌توانند بخشي از خورشيد را ببينند يعني براي آن‌ها خورشيد گرفتگي جزئي است

هرگاه ماه، زمين و خورشيد در يك راستا باشند و زمين بين ماه و خورشيد قرار گيرد، سايه‌ي زمين ماه را فرا مي‌گيرد، بنابراين ماه قابل رؤيت نيست. اين پديده را ماه گرفتگي(خسوف) مي نامند

براي تعيين اندازه‌ي سايه، شكل مقابل را در نظر بگيريد
با استفاده از تشابه دو مثلث داريم

كه در اين رابطه، اندازه‌ي سايه ، اندازه‌ي جسم كدر،ab فاصله‌ي سايه

 تا چشمه و فاصله‌ي جسم تا چشمه است

كه در اين رابطه، اندازه‌ي سايه ، ab پپرین است.


 

[ ] [ ] [ roya ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

انیمیشن

هنر انيميشن حتى پيش از تولد سينما به دنيا آمد. اما اگر اختراع نوار سلولوئيد عکس‌دار را مبدأ تاريخ سينما بدانيم، هنر انيميشن در آغاز قرن بيستم توسط اميل کول در فرانسه ابداع شد و بعد طى دو دهه در اروپا و امريکا متداول گرديد و در طول نيم قرن به بلوغ و تکامل رسيد. اين هنر نيز مانند ديگر پديده‌هاى نوين با چند دهه تأخير به ايران آمد و در طول دههٔ چهل و پنجاه توانست آيندهٔ دلگرم‌کننده‌اى را بشارت دهد.






لینک های مفید
امکانات وب


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کلیه حقوق این صفحه مطلق به رویا خلج است